به نام خدا
هیچ فرد حقوق خوانده ای نیست که معتقد به اصل عقلایی استقلال وکلا نباشد ولی اگر استقلال بهانه ای برای کسب امتیازات بیشتر یا انحصارگرایی شود چه باید گفت ؟ دراین زمینه مثالهای زیادی را می توان در خصوص معایب انحصار در هر شغل یا صنفی با اثبات ان توسط دانش اقتصاد و با استفاده از ابزارهای اقتصاد سنجی اثبات کرد که ازحوصله خوانندگان این متن خارج است فقط سوال اصلی این است آیا استقلال کانون وکلای کشور با سیاست پذیرش حداقلی وکیل توسط هیئت تعیین ظرفیت به بهانه کمبود امکانات در صورتیکه داوطلبان کارآموزی وکالت حاضرباشند همانند تجربه دانشگاه آزاد با هزینه شخصی و با احراز صلاحیت علمی استاندارد کارآموز وکالت شوند و برای قوه قضائیه نیز درآمد ایجاد نمایند روشی غیر عقلایی است که مسئولان کانون با زرنگی در مورد آن سکوت کرده وبا زرنگی می گویند ما در تعیین ظرفیت نقشی نداریم و بگویند کمبود امکانات تربیت وکیل سیاست جذب کم وکیل را بوجود آورده است مگر تعداد زیادی از وکلای فعلی دانش آموخته رشته حقوق مراکز پولی و غیر دولتی نیستند که به تبع آن بعدها وکیل شده اند پس چرا کاراموزی وکالت با هزینه شخصی کاراموزان امکان پذیر نیست هیچ چیز بهتر از راستی نیست صراحتا بفرمایید نمی خواهیم در کارمان دست زیاد شود آیا این سیاست جای جشن گرفتن داردکه در کشورمان هزاران جوان بی کار رشته حقوق که به طور مصنوعی بیکار نگه داشته شده تا در کار وکلا دست کم شده و دیگران با استفاده از بی کاری این عزیزان درآمد بیشتری داشته و برخلاف مهندسان و پزشکان و … که براحتی در حرفه خود کار می کنند، نتوانند در حرفه آزاد مربوط به تحصیلاتشان کار کنند؟
آیا هیچ فرد منصفی می تواند از سیاستهای جذب حداقلی جوانان کشور در وکالت که همراه با آه و ناله پدران و مادران داری فارغ التحصیل بی کار رشته حقوق و ایجاد استرس و یا اضطراب برای این جوانان است خوشحال باشد؟ و آیا مردمی که ناچارند به خاطر عدم افزایش حداکثری وکیل حق الوکاله بیشتری بپردازند ازسیاست کانون وکلای کشور راضی خواهند بود پاسخ به احتمال زیاد خیر است چون بهانه استقلال کانون با اضرار به غیر و استقلالی که بهانه ای برای انحصار است نمی تواند مقبول عامه و امری عقلایی باشد.
امروزه کشورهای استعمارگر به بهانه آزادی ملل جنایتهای زیادی مرتکب می شوند همانند حمله اتمی آمریکا به ژاپن ، جمله ای مشهور وجود دارد که می گوید ” ای آزادی چه جنایتها که استعمارگران به نام و بهانه تو که مرتکب نمی شوند ” درست مطابقت با این امر احتمالی دارد که “چه ظلمها و رانت خواریها و درامدهای نجومی بعضی از وکلا که به بهانه استقلال نهاد وکالت در حق هزاران جوان مظلوم و بی کار رشته حقوق با تحمیل هزینه های سنگین متقاضیان خدمات وکلا که به مردم ایران با جذب حداقلی وکیل اعمال نمی شود “. در صورتیکه این درآمدهای نجومی بعضی از وکلای کانون به علت عدم جذب حداکثری وکیل و سیاست تحمیل انحصار در مشاغل آزاد و عدم قبول بازار رقابتی در تربیت وکیل و یا اعمال حق خود با اضرار به غیر خلاف دستورات دین مبین اسلام ، قانون اساسی، قانون کسب و کار در مشاغل آزاد واندیشه های مندرج در کتاب نهج البلاغه امام (ع) مگر نیست و این امر آیا اساسا خلاف نظر مسوولان دلسوز وفداکار مملکت نیست ؟
در نتیجه فقط و فقط استقلال وکلا منطقی و جای جشن و سرور فراوان دارد ولی سیاست انحصاری کانون وکلا نه جای جشن و سرور بلکه جای تاسف و عزاداری برای ده ها هزار نفر فارغ التحصیل بی کار رشته حقوق و مردم مظلومی که ناچارند هزینه های سنگین وکالت را به انحصارگران بپردازند را دارد پس وکلای عزیز روز استقلال وکیل فقط و فقط مبارکتان ، خجسته و برقرار باد بقیه سیاستهای مسئولان کانون وکلا را در خصوص ظلم به ……….. به باری تعالی واگذار می کنیم چون ما نفوذ، قدرت و پول و ثروت شما را نداریم تا بتوانیم بر اساس اصل برابری سلاح ها دریک دادرسی عادلانه از کمپینمان دفاع کنیم.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی